|
در لغت به معنی قصد و هدف قرار دادن کار معین است و در اصطلاح فقه اسلامی به قصد رفتن به سوی مکه و خانه خدا در روزهای معینی از سال به هدف انجام تکالیف دینی آن است و بر هر مسلمانی واجب است با داشتن شرایط برای یک بار در عمر خود آن را انجام دهد و انجام ندادن آن با دارا بودن شرایط و اقرار و اعتراف به وجوب آن از گناهان کبیره شمرده شده است.
علاوه بر این انکار اصل این تکلیف و فریضه در صورتی که مستند بر شبهه نباشد سبب کافر شدن مسلمان می گردد. عبادت حج از سنن یکتا پرستی حضرت ابراهیم (ع) بوده است که پس از قرنها فراموشی و انحراف و آلودگی به مظاهر شرک بت پرستی، پیامبر اسلام (ص) آن را مجددا احیا نمود و مسلمانان را به انجام آن تشویق کرد.
ـ … در قرآن کریم سوره های به نام حج نازل شده که بیست و دومین سوره قرآن است. آیات این سوره درباره چگونگی مناسک حج راهنما می باشد. علاوه بر این در چند سوره دیگر: بقره، 158 و 189 و 196 و 197 و آل عمران، 97 و توبه 3 درباره برخی از مناسک حج نظیر طواف، وقت و زمان حج، قربانی عمره تمتع، ممنوعیت زناشویی، ممنوعیت کارهای ناشایست و ممنوعیت دعوا و درگیری و فخرفروشی احکامی وضع شده است.
ـ در لغت روایات فراوانی از امامان معصوم (ع) دربارة اصل و وجوب حج و چگونگی انجام آن آمده است و در حقیقت آیات قرآن درباره حج تنها اصول کلی آن را بیان کرده است ولی چگونگی به جای آوردن مناسک حج و خصوصیات آن را مسلمانان از سفر حجی که پیامبر (ص) به جای آورد آموخته اند و امامان در روایات خود به جزییات مسائل این حج پرداخته و سنت پیامبر در کیفیت انجام این مناسک را برای مسلمانان تشریح نموده اند.

شرایط واجب شدن حج از منظر فقهای امامیه:
ـ بلوغ و دارا بودن رشد عقلی - آزادی - دارا بودن لوازم و وسائل سفر ـ فراخی وقت و زمان کافی برای رسیدن به مکه ـ صحت و سلامتی بدن ـ امنیت راه
اقسام حج:
ـ حج اِفراد : این گونه حج بر مسلمانی واجب است که فاصله منزل تا مسجدالحرام کمتر از 88 کیلومتر بوده باشد….
ـ حج قِرانْ: مانند حج اِفراد است.
ـ حج تمتع: این گونه حج بر تمام کسانی واجب است که فاصله وطن و منزلگاه دائمی آنها تا مکه و مسجدالحرام بیش از 88 کیلومتر بوده باشد. از این رو بیشتر مسلمانان این گونه حج را بجا می آورند. حج تمتع از دو عبادت جداگانه ولی پیوسته به هم تشکیل شده است که عبارتند از: عمره تمتع، حج تمتع. مقصود از پیوسته و جداگانه بودن این دو عبادت این است که مسلمان حج گذارمی بایست عمره تمتع را با شرایطی و در حال احرام پیش از روز نهم ذی الحجه به جای آورده و آن گاه از احرام بیرون می آید، لیکن در فاصله میان پایان یافتن مناسک عمره تمتع و روز نهم ذی الحجه حق بیرون رفتن از مکه را نداشته و باید خود را برای حج تمتع و پوشیدن احرام و رفتن به سوی دشت عرفات در روز ذی الحجه آماده کند….
ـ با فرا رسیدن روز نهم ذی الحجه مکلف حج گذار باید خود را آماده انجام حج تمتع کند.

حج عمره:
ـ …. اصل عبادت عمره مستحبی بود و تنها در صورت استطاعت برای حج و یا نذر و یا با سوگند خوردن به انجام آن و یا عهد و پیمان بستن با خداوند برای انجام آن واجب می گردد.
عمره مفرده را می توان در تمام ماههای سال انجام داد لیکن انجام آن در دو ماه رجب و رمضان نیکوتر است…
حج تمتع دارای 13 کار واجب است که عبارتند از:
1- پوشیدن لباس احرام درون شهر مکه یا درون مسجدالحرام پس از نیت حج تمتع نمودن.
2- رسانیدن خود به صحرای عرفات به گونه ای که از ظهر شرعی تا غروب آفتاب روز نهم ذی الحجه را در محدوده این دشت بگذارند.
3- حرکت به سوی مشعرالحرام که در فاصله ده کیلومتری عرفات قرار دارد، و گذراندن تمامی شب تا هنگام طلوع آفتاب روز دهم ذی الحجه را در آن.
4- حرکت از دشت مشعر به سوی دشت منی از مسیر معینی که بدان وادی محسر گویند و پرتاپ نمودن سنگ ریزه به نخستین ستون شیطان (که به حجره عقبه شهرت دارد)
5- قربانی نمودن گاو یا شتر یا گوسفند در قربانگاه منی در همان روز دشت منی.
6- تراشیدن سر یا کوتاه کردن قسمتی از موی آن در دشت منی.
7- ماندن در منی در شبهای یازدهم و دوازدهم ذی الحجه.
8- پرتاپ نمودن سنگ ریزه به سه ستون شیطان در روزهای یازدهم و دوازدهم.
9- حرکت از منی به سوی مکه پس از ظهر شرعی روز دوازدهم ذی الحجه
و 7 بار طواف نمودن گرد خانه کعبه که طواف حج تمتع شهرت دارد.
10-خواندن دو رکعت نماز طواف پشت مقام حضرت ابراهیم (ع)
11-7 بار سعی و راه رفتن بین صفا و مروه.
12-انجام 7 بار طواف دیگر گرد خانه خدا که میان شیعیان به طواف نساء و در میان سنیان به طواف وداع شهرت دارد.
13-بجای آوردن دو رکعت نماز طواف نساء پشت مقام حضرت ابراهیم (ع)
بدین سان مناسک و کارهای واجب حج تمتع به پایان رسیده است. و از این پس مسلمان (حاجی) می گردد و تکلیف حج از او برداشته می شود.
فضیلت و حکمت تشریع آن :
ـ در برخی از روایات خداوند برای هر قدمی که حج گذار در راه مکه و رسیدن به آن می گذارد وعدة ثواب و پاداشی دنیوی و اخروی داده است .......
ـ انجام فریضه حج و عمره و طواف بیت الله الحرام خود میزان و پاداش و ارزش گذاری کردارهای نیک مسلمانان است یعنی انجام بسیاری از کارهای نیک (مثل زیارت امام حسین (ع))با تعدادی حج وعمره پاداش داده میشود ......
ـ همچنین حج به عنوان جایگاهی برای اجتماع سالیانه مسلمانان مورد خواسته و نظر شریعت بوده و شرع بسیاری از مسلمانان متمکن و دارا را به رفتن سوی آن برای به دست آوردن منافع دینوی و اخروی آن تشویق نموده است.
ـ میزان و اصل در حج ابراهیمی که پیامبر(ص) احیاء کننده آن است حجی است که حج گذار آگاهانه در مقام تقرب به درگاه پروردگار و برای زدودن زنگار خود پرستی و دنیا پرستی و منیتهای پلید نفس اماره، و وسوسه های شیاطین انس و جن بدان قیام کند و حجی است که حج گذار با آگاهی و آشنایی با اولیایی که خداوند آنان را ولی قرار داده و ولایت امر را به آنان سپرده است انجام پذیرد .
-در روایات متعددی آمده است که همه ساله امام زمان (عج) در حج مسلمانان شرکت کرده و در روز عرفه و صحرای عرفات ناظر و شاهد عبادت مردم خواهد بود، از این رو شرکت در حج وقوف در عرفات به گونه ای تجدید پیمان و بیعت با آن حضرت از سوی شیعیان شمرده می شود…..
-از سوی دیگر اجتماع و گرد آمدن جمعیت فراوانی از مسلمانان درحرم امن الهی یکی از عوامل بسیار مهم در نزدیکی و دوستی و الفت و رفع کدورتها و فراهم آمدن برادری و همکاری شمرده شده است….(1)
زیارت خانه اش را فریضه کرد بر شما مردمان که قبله اش ساخت برای همگان، و آمدنگاه مسلمانان، تا بدان درآیند چون چارپایان و بدان پناه برند چون کبوتران، و دو نشانه برای دینداران. فروتنی برابر عظمت او، و اعتراف به عز او؛ و از آفریدگانش آن را گزید که چون دعوت او شنید در گوش کشید، و به جان و دل خرید. اینان به راه افتادند، و پا بر جای پای پیامبران نهادند، و چون فرشتگان گرد عرش بر پای بندگی ایستادند. بر سودهای روز بازار عبادت هر دم فزودند، و به هنگام تشریف، مغفرت او را از یکدیگر ربودند. خدا کعبه را برای اسلام نشان، و برای پناهندگان خانة امان ساخت، رفتن به سوی خانه را واجب گرداند، و حق آن را بشناساند و بندگان را به زیارت آن خواند که فرمود: «بر هر کس که تواند، زیارت خانه واجبی از سوی خدای بی انباز است، و آن که سر باز زند خدا از جهانیان بی نیاز است». (2)

نمی بینید خدای سبحان، پیشینیان از آدم (ص) تا پسینیان از این عالم را آزمود ـ به حرمت نهادن ـسنگهایی بی زیان و سود، که نبیند و نتواند شنود. پس خدا آن را خانة با حرمت خود ساخت و برای فراهم آمدن و عبادت مردمانش پرداخت. پس آن خانه را در سنگلاخی نهاد از همة سنگستانهای زمین دشوارتر، و ریگزاری رویش آن از همه کمتر. به دره ای از دیگر دره ها تنگتر، میان کوههایی سخت و ریگهایی نرم دشوار گذر، و چشمه هایی زه آب آن کم و جدا از هم،که شتر در آنجا فربه نشود و اسب و گاو و گوسفند علف نیاید.
پس آدم و فرزندان او را فرمود تا روی بدان خانه دارند ـ و با حرمتش شمارند ـ پس خانه برای آنان جایگاهی گردید که سود سفرهای خود را در آن بردارند و مقصدی که بارهای خویش در آن فرود آرند. دلها در راه دیدار آن شیدا، از دشتهایی بی آب و گیاه، و مغاک دره های ژرف و جزیره های از یکدیگر جدا، در پهنة ـ دریا تا از روی خواری شانه هاشان را بجنبانند و گرداگرد خانه کلمة تهلیل بر زبان رانند،و بر گامها روند دوان، خاک آلود و مو پریشان.
جامه ها را به یک سو انداخته، و با واگذاشتن موها خلقت نیکوی خود را زشت ساخته. آزمایشی بزرگ و امتحانی دشوار و آزمودنی آشکار برای پدید آمدن نافرمان از فرمانبردار. خدا زیارت خانه را موجب رحمت خود فرمود، و وسیلت رسیدن به بهشت نمود.
ـ و اگر خدای سبحان می خواست خانة با حرمت و عبادتگاه با عظمت خود را میان باغستانها نهد و جویبار، و در زمین نرم و هموار، و درختستانهای از هم ناگسسته، و میوه ها در دسترس و عمارتها درهم و دهستانها به یکدیگر پیوسته، میان گندمزارهای نیکو . باغهای سرسبز تازه رو و زمینهای پر گیاه گرداگرد او، و بقعه های پر باران و باغستانهای خرم، و راههای آبادان، پاداش کم بود و آزمایش ناچیز هم، و اگر بنیادی که پایة آن بناست، و سنگهایی که خانه بدانها برپاست، از زمرد سبز بود و یاقوت سرخ فام، و با روشنی و درخشش تمام، از راه یافتن دو دلی در سینه ها می کاست، و کوشش شیطان را از دلها دور می کرد، و شک و تردید از مردمان برمی خاست. لیکن خدا بندگانش را به گونه گون سختیها می آزماید،و با مجاهدتها به بندگی شان وادار می نماید، و به ناخوشایندها آزمایششان می کند تا خود پسندی را از دلهاشان بزداید، و خواری و فروتنی را در جانهاشان جایگزین فرماید، و آن را درهایی سازد گشاده به بخشش او، و وسیلتهایی آماده برای آمرزش او.(3)
(1) با ا ندکی تصرف و تلخیص از دایره المعارف تشیع/ جلد ششم/ ص 67 ، 68 ، 69
(2)نهج البلاغه/ ترجمه دکتر سید جعفر شهیدی/ خطبه اول/ صفحه 7 (3)نهج البلاغه/ ترجمه دکتر سید جعفر شهیدی/ خطبه 192/ صفحه 216 و217 |